هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج عشق و فراق سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که به او رحم کند و دردش را تسکین دهد. او بیان میکند که تمام عمرش را به نام معشوق زیسته و اکنون در فراق او رنج میکشد. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و دردش را التیام بخشد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۲۶ - غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مرا
غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مرا
ترا گر خبر شدی نبدی غمی مرا ۱
دمم میدهی که: من بیابم دمی دگر
گره بر دمم زدی، رها کن دمی مرا ۲
به نام تو زیستم همه عمر و خود ز تو
نه بر دست نامهای، نه بر لب نمیمرا ۳
مکن بیش ازین ستم، به نیکی گرای هم
چو زخمم به دل رسید، بنه مرهمی مرا ۴
مرا در فراق خود به پرسش عزیز کن
که هرگز نیوفتاد چنین ماتمی مرا ۵
نخواهم به عالمی غمت را فروختن
کز آنجا میسرست چنین عالمی مرا ۶
غم روز هجر تو بگویم یکان یکان
اگر در کف او فتد شبی محرمی مرا ۷
کم و بیش اوحدی چو اندر سر توشد
تو نیز پرسشی بکن به بیش و کمی مرا ۸
ترا گر خبر شدی نبدی غمی مرا ۱
دمم میدهی که: من بیابم دمی دگر
گره بر دمم زدی، رها کن دمی مرا ۲
به نام تو زیستم همه عمر و خود ز تو
نه بر دست نامهای، نه بر لب نمیمرا ۳
مکن بیش ازین ستم، به نیکی گرای هم
چو زخمم به دل رسید، بنه مرهمی مرا ۴
مرا در فراق خود به پرسش عزیز کن
که هرگز نیوفتاد چنین ماتمی مرا ۵
نخواهم به عالمی غمت را فروختن
کز آنجا میسرست چنین عالمی مرا ۶
غم روز هجر تو بگویم یکان یکان
اگر در کف او فتد شبی محرمی مرا ۷
کم و بیش اوحدی چو اندر سر توشد
تو نیز پرسشی بکن به بیش و کمی مرا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵ - به خرابات برید از در این خانه مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۷ - آخر، ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.