هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که به سویش بیاید. او از دوری معشوق رنج میبرد و از او میخواهد که به عهد خود وفا کند تا شرمنده نشود. شاعر خود را عاشق دیوانهای میداند که از همه چیز بریده و تنها به معشوق میاندیشد. او از معشوق میخواهد که به سویش بازگردد و او را از این حال نجات دهد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۴۹ - سخت به حالم از تو من، ای مدد حال بیا
سخت به حالم از تو من، ای مدد حال بیا
فال به نام تو زدم، ای تو مرا فال بیا ۱
عهد من از یاد مهل، تا نشوم خوار و خجل
نامه فرستادم و دل، بنگر و در حال بیا ۲
عاشق دیوانه شدم، وز همه بیگانه شدم
بر در میخانه شدم، خیز و به دنبال بیا ۳
دور شدی، دیر مکش،بر مچشان زهر و مچش
ای همه شغلی بتو خوش، با همه اشغال بیا ۴
تا به رخت عید کنم، روی به توحید کنم
آخر شعبان چو شدی، اول شوال بیا ۵
پر می و نقلست سرا، با همه پیکار چرا؟
شاهد مجلس، بنشین، زاهد بطال، بیا ۶
میروم از دست دگر، واقعهای هست دگر
شد دل من مست دگر، ای تن حمال، بیا ۷
بهمن غم کرد درون، دست به دستان و فسون
رستم جان گشت زبون، ای خرد زال، بیا ۸
عقل بینداخت قلم، شخص هنر ساخت به غم
کفر برانداخت علم، مهدی دجال بیا ۹
این بصر و طرف بهل، وین نظر ژرف بهل
این ورق و حرف بهل، ای سخن لال بیا ۱۰
روز وصالست مرا، صبح کمالست مرا
غرهٔ سالست مرا، اوحدی، امسال بیا ۱۱
فال به نام تو زدم، ای تو مرا فال بیا ۱
عهد من از یاد مهل، تا نشوم خوار و خجل
نامه فرستادم و دل، بنگر و در حال بیا ۲
عاشق دیوانه شدم، وز همه بیگانه شدم
بر در میخانه شدم، خیز و به دنبال بیا ۳
دور شدی، دیر مکش،بر مچشان زهر و مچش
ای همه شغلی بتو خوش، با همه اشغال بیا ۴
تا به رخت عید کنم، روی به توحید کنم
آخر شعبان چو شدی، اول شوال بیا ۵
پر می و نقلست سرا، با همه پیکار چرا؟
شاهد مجلس، بنشین، زاهد بطال، بیا ۶
میروم از دست دگر، واقعهای هست دگر
شد دل من مست دگر، ای تن حمال، بیا ۷
بهمن غم کرد درون، دست به دستان و فسون
رستم جان گشت زبون، ای خرد زال، بیا ۸
عقل بینداخت قلم، شخص هنر ساخت به غم
کفر برانداخت علم، مهدی دجال بیا ۹
این بصر و طرف بهل، وین نظر ژرف بهل
این ورق و حرف بهل، ای سخن لال بیا ۱۰
روز وصالست مرا، صبح کمالست مرا
غرهٔ سالست مرا، اوحدی، امسال بیا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸ - ای سفر کرده، دلم بیتو بفرسود،بیا
گوهر بعدی:غزل ۵۰ - نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.