هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد هجران و فراق معشوق می‌گوید و از او می‌خواهد که بازگردد. او بیان می‌کند که دوری معشوق باعث آزار و رنج او شده و آرامشش را از بین برده است. شاعر از اشتیاق و عشق خود به معشوق سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که زودتر بازگردد تا رنج او پایان یابد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم شعری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۴۸ - ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا
غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا ۱

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد
گر زیانست درین آمدن از سود، بیا ۲

مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو
تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا ۳

ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتش
وز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا ۴

ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو
باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا ۵

گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من
دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا ۶

زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم
دیر گشت آمدنت، دیر مکش، زود بیا ۷

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن
کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا ۸

گر بپالودن خون دل من داری میل
اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷ - باد سهند بین که : برین مرغزارها
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - سخت به حالم از تو من، ای مدد حال بیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.