هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. او از اشکهایش، تلاشهایش برای رسیدن به معشوق، و رنجهای عشق میگوید. شاعر از معشوقی با ویژگیهای زیبا مانند زلف و خال یاد میکند و از غم و اندوهی که در دلش جای گرفته است، سخن میراند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق راه نجات نیست و حتی نزد معشوق نیز جایی برای او نیست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و عشق ناکام ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۶۱ - اشک ما آبیست روشن در هوات
اشک ما آبیست روشن در هوات
خود به چشم اندر نیامد اشک مات ۱
در طوافت سعی خواهم کرد از آنک
سعیها کردست گردون در صفات ۲
خون من ریزی و دل گیری نوا
بینوایی به دلم را از نوات ۳
ای خط سبزت برات خون من
کم نویس آن خط که مردیم از برات ۴
دی دوایی می نبشتی از قلم
حال من نشنید و دل خون شد دوات ۵
ای به زلف و خال چون لیل دجا
در دل و جانم غم لیلی دوجات ۶
نزد ترکان ما ترا قدر ار چه نیست
نزد ما، ای ترک، یک دم باش مات ۷
دل بلات ار بت پرستان میدهند
بت پرستم من، که دادم دل بلات ۸
گر نجات از عشق جویی، اوحدی
پیش او هم، نه رهت باشد، نه جات ۹
خود به چشم اندر نیامد اشک مات ۱
در طوافت سعی خواهم کرد از آنک
سعیها کردست گردون در صفات ۲
خون من ریزی و دل گیری نوا
بینوایی به دلم را از نوات ۳
ای خط سبزت برات خون من
کم نویس آن خط که مردیم از برات ۴
دی دوایی می نبشتی از قلم
حال من نشنید و دل خون شد دوات ۵
ای به زلف و خال چون لیل دجا
در دل و جانم غم لیلی دوجات ۶
نزد ترکان ما ترا قدر ار چه نیست
نزد ما، ای ترک، یک دم باش مات ۷
دل بلات ار بت پرستان میدهند
بت پرستم من، که دادم دل بلات ۸
گر نجات از عشق جویی، اوحدی
پیش او هم، نه رهت باشد، نه جات ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰ - مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
گوهر بعدی:غزل ۶۲ - تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.