هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. شاعر از عشق خود به معشوق و فداکاریهایش برای او میگوید، اما در عین حال از ناامیدی و رنجهایی که در این راه متحمل شده است نیز سخن میراند. او از زیباییهای معشوق و جذابیتهایش یاد میکند و بیان میکند که چگونه عشق او را به پایینترین حد ممکن رسانده است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشقی و فداکاری نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی بیشتری دارند.
غزل ۹۶ - بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمدهست
بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمدهست
خلق شهری از دل و جانش خریدار آمدهست ۱
باغ رویش را ز چاه غبغبست امسال آب
زان سبب سیب زنخدانش به از پار آمدهست ۲
نقد هر خوبی که در گنج ملاحت جمع بود
یک به یک در حلقهٔ آن زلف چون مار آمدهست ۳
بارها جان عزیز خویش را در پای او
پیشکش کردیم و اندر پیش او خوار آمدهست ۴
بوسهای زان لعل بربودیم و آسان گشت کار
گر چه بر طبع حسودان نیک دشوار آمدهست ۵
گر به کار ما نظر کرد او چه باشد؟ سالها
خون دل خوردیم تا امروز در کار آمدهست ۶
بندهٔ آن زلف سر بر دوش کرد از دوش باز
اوحدی را کز کلاه خسروی عار آمدهست ۷
خلق شهری از دل و جانش خریدار آمدهست ۱
باغ رویش را ز چاه غبغبست امسال آب
زان سبب سیب زنخدانش به از پار آمدهست ۲
نقد هر خوبی که در گنج ملاحت جمع بود
یک به یک در حلقهٔ آن زلف چون مار آمدهست ۳
بارها جان عزیز خویش را در پای او
پیشکش کردیم و اندر پیش او خوار آمدهست ۴
بوسهای زان لعل بربودیم و آسان گشت کار
گر چه بر طبع حسودان نیک دشوار آمدهست ۵
گر به کار ما نظر کرد او چه باشد؟ سالها
خون دل خوردیم تا امروز در کار آمدهست ۶
بندهٔ آن زلف سر بر دوش کرد از دوش باز
اوحدی را کز کلاه خسروی عار آمدهست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵ - دلم ز هر دو جهان مهر پروریدهٔ تست
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.