هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق و ناتوانی در رسیدن به او مینالد. شاعر بیان میکند که تمام وجودش درگیر عشق است، اما راهی برای وصال ندارد و این عشق برایش درد و رنج به همراه دارد.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، برای مخاطبانی مناسب است که توانایی درک و تحلیل مفاهیم شعری و عاطفی را دارند. همچنین، محتوای عاشقانه و احساسی آن ممکن است برای سنین پایینتر چندان قابل درک نباشد.
غزل ۱۲۵ - جز نقش تو در خیال ما نیست
جز نقش تو در خیال ما نیست
جز با غمت اتصال ما نیست ۱
شد روز من از غمت چو سالی
لیکن چه کنم؟ چو سال ما نیست ۲
از زلف تو حلقهای ندیدیم
کو در پی گوشمال ما نیست ۳
از روی تو کام دل چه جوییم؟
گوش تو چو بر سؤال ما نیست ۴
بار چو تو دلبری کشیدن
در قوت احتمال ما نیست ۵
از خیل کهای؟ که بر رخ تو
زلفت همه هست و خال ما نیست ۶
حال دل ما ز خویشتن پرس
زیرا که کسی به حال ما نیست ۷
دل مرغ هوای تست، لیکن
راه هوست به بال ما نیست ۸
گر سود کنم مرنج، کآخر
نقصان تو در کمال ما نیست ۹
پیش رخ اوحدی چه نالی؟
کورا سر قیل و قال ما نیست ۱۰
جز با غمت اتصال ما نیست ۱
شد روز من از غمت چو سالی
لیکن چه کنم؟ چو سال ما نیست ۲
از زلف تو حلقهای ندیدیم
کو در پی گوشمال ما نیست ۳
از روی تو کام دل چه جوییم؟
گوش تو چو بر سؤال ما نیست ۴
بار چو تو دلبری کشیدن
در قوت احتمال ما نیست ۵
از خیل کهای؟ که بر رخ تو
زلفت همه هست و خال ما نیست ۶
حال دل ما ز خویشتن پرس
زیرا که کسی به حال ما نیست ۷
دل مرغ هوای تست، لیکن
راه هوست به بال ما نیست ۸
گر سود کنم مرنج، کآخر
نقصان تو در کمال ما نیست ۹
پیش رخ اوحدی چه نالی؟
کورا سر قیل و قال ما نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴ - ز ما بودی، جدا بودن روا نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶ - ای مدعی، دلت گر ازین باده مست نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.