هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق زمینی و آسمانی سخن میگوید و بر اهمیت عشق حقیقی و دوری از ظواهر دنیوی تأکید میکند. شاعر از عشق به عنوان راه حقیقت یاد میکند و بیان میکند که عشق واقعی نیازمند تلاش و سعی است و نه ظواهر و تشریفات. همچنین، شاعر از نگاه مردم زاهد به عشق انتقاد میکند و بیان میکند که عشق حقیقی نیازمند هیچ گونه تشریفات و ظواهر نیست.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتقادی و فلسفی موجود در شعر نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی است که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۲۸ - ای آنکه پیشهٔ تو به جز کبر و ناز نیست
ای آنکه پیشهٔ تو به جز کبر و ناز نیست
چون قامت تو سرو سهی سرفراز نیست ۱
روشن دل کسی که تو باز آیی از درش
تاریک دیدهای که بر وی تو باز نیست ۲
راهی که سر به کوی تو دارد حقیقتست
عشقی که مرد را به تو خواند مجاز نیست ۳
هر خسته را که کعبهٔ دل خاک کوی تست
گو: سعی کن، که حاجت راه حجاز نیست ۴
تن در نماز و روی به محرابها چه سود؟
چون روی دل به قبله و دل در نماز نیست ۵
عیبم کنند مردم زاهد ز عشق، لیک
در زاهدان صومعه چندین نیاز نیست ۶
آنکس نریزد این همه اشک چو خون ز چشم
رازش ز چشم خلق مپوشان، که راز نیست ۷
ای اوحدی، مرو ز پی چشم مست او
بنشین، که روز فتنه به از احتزاز نیست ۸
گر بخت یار میشود از کس مدد مخواه
بر خوان عشق حاجت دست دراز نیست ۹
چون قامت تو سرو سهی سرفراز نیست ۱
روشن دل کسی که تو باز آیی از درش
تاریک دیدهای که بر وی تو باز نیست ۲
راهی که سر به کوی تو دارد حقیقتست
عشقی که مرد را به تو خواند مجاز نیست ۳
هر خسته را که کعبهٔ دل خاک کوی تست
گو: سعی کن، که حاجت راه حجاز نیست ۴
تن در نماز و روی به محرابها چه سود؟
چون روی دل به قبله و دل در نماز نیست ۵
عیبم کنند مردم زاهد ز عشق، لیک
در زاهدان صومعه چندین نیاز نیست ۶
آنکس نریزد این همه اشک چو خون ز چشم
رازش ز چشم خلق مپوشان، که راز نیست ۷
ای اوحدی، مرو ز پی چشم مست او
بنشین، که روز فتنه به از احتزاز نیست ۸
گر بخت یار میشود از کس مدد مخواه
بر خوان عشق حاجت دست دراز نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - چه دستها، که ز دست غم تو بر سر نیست؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - هم خانهایم، روی گرفتن حلال نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.