هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعات مختلفی مانند عشق، رهایی از نگرانیهای دنیوی، تسلیم در برابر تقدیر، و بیخیالی نسبت به قضاوت دیگران میپردازد. شاعر از عشق به معشوق، بیاعتنایی به مشکلات دنیا، و پذیرش سرنوشت سخن میگوید و تأکید میکند که نباید از قضاوت دیگران یا اتفاقات پیشبینینشده هراسید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تسلیم در برابر تقدیر و بیاعتنایی به قضاوت دیگران ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۳۱ - عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
بیدلانش را ز آشوب جهان اندیشه نیست ۱
از قضای آسمانی خلق را بیمست و باز
آفتاب ار باز گشت از آسمان اندیشه نیست ۲
پیش ازین ترسیدمی کز آب دامنتر شود
از گریبان چون گذشت آب، این زمان اندیشه نیست ۳
ما ازین دریا، که کشتی در میانش بردهایم
گر به ساحل میرسیدیم، از میان اندیشه نیست ۴
گر چه از رطل گران کار خرد گردد سبک
چون سبک روحی دهد رطلگران، اندیشه نیست ۵
ای که گل چیدی و شفتالو گزیدی، رخنه جو
ما تفرج کردهایم، از باغبان اندیشه نیست ۶
پاسبان را گوش بر دزدست و دل با رخت و ما
چون نمیدزدیم رخت، از پاسبان اندیشه نیست ۷
از برای دوست شهری دشمن ماشد، ولی
گر مسخر میکنیم، از این و آن اندیشه نیست ۸
اوحدی، گر خلق تا قافت بکلی رد کنند
چون قبول دوست داری همچنان، اندیشه نیست ۹
بیدلانش را ز آشوب جهان اندیشه نیست ۱
از قضای آسمانی خلق را بیمست و باز
آفتاب ار باز گشت از آسمان اندیشه نیست ۲
پیش ازین ترسیدمی کز آب دامنتر شود
از گریبان چون گذشت آب، این زمان اندیشه نیست ۳
ما ازین دریا، که کشتی در میانش بردهایم
گر به ساحل میرسیدیم، از میان اندیشه نیست ۴
گر چه از رطل گران کار خرد گردد سبک
چون سبک روحی دهد رطلگران، اندیشه نیست ۵
ای که گل چیدی و شفتالو گزیدی، رخنه جو
ما تفرج کردهایم، از باغبان اندیشه نیست ۶
پاسبان را گوش بر دزدست و دل با رخت و ما
چون نمیدزدیم رخت، از پاسبان اندیشه نیست ۷
از برای دوست شهری دشمن ماشد، ولی
گر مسخر میکنیم، از این و آن اندیشه نیست ۸
اوحدی، گر خلق تا قافت بکلی رد کنند
چون قبول دوست داری همچنان، اندیشه نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰ - گر سری در سر کار تو شود چندان نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۲ - با من از شادی وصل تو اثر چیزی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.