هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید. او از جذابیت‌های ظاهری معشوق مانند حلقه و دانه‌های گوش، زلف‌هایش و لب‌های خاموشش تعریف می‌کند. شاعر همچنین از احساسات درونی خود مانند عشق، ترس از طرد شدن و تمایل به بوسه‌زدن از معشوق صحبت می‌کند. در پایان، شاعر اشاره می‌کند که سخنانش مانند مروارید هستند و بدون ارزش به گوش کسی نمی‌روند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده‌ی شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

غزل ۱۴۲ - دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشت

دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشت
که ببیند، که نبخشد دل و دین و هوشت؟ ۱

پای بر گردن گردون نهم از روی شرف
گر چو زلف تو شبی سر بنهم بر دوشت ۲

طوطی چرب زبان، با همه شیرین سخنی
دم نیارد که زند پیش لب خاموشت ۳

شهر پر شور شد از پستهٔ شکر پاشت
دهر پر فتنه شد از سنبل نسرین پوشت ۴

ای بسا! نیش کزان غمزه فروشد به دلم
خود به کامی نرسید از دهن چون نوشت ۵

دارم اندیشه که: یک بوسه بخواهم ز لبت
باز می‌ترسم از آن خوی ملامت کوشت ۶

سخن اوحدی، از خود همه مرواریدست
هیچ شک نیست که: بی‌زر نرود در گوشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۱ - ای حلقه کرده دلها در حلقهای گوشت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳ - در فراق تو مرا هیچ نه خوردست و نه خفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.