هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که میخواهد زیباییها و رازهای معشوق را به همه بگوید. او از درد دوری و رنج عشق مینالد و از رقیب و جنایتهایی که بر او رفته است، شکایت میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکار رفته در شعر نیاز به دانش ادبی و تجربهی بیشتری برای درک کامل دارند.
غزل ۱۵۶ - شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت
شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت
حکایت تو به مرد و به زن بخواهم گفت ۱
حدیث چهره و قد و رخ تو سر تاسر
به پیش سوسن و سرو و سمن بخواهم گفت ۲
ز چین زلف تو رمزی چو نافه سربسته
درین دو روز به مشک ختن بخواهم گفت ۳
حکایت زقن و زلف و عارضت، یعنی
حدیث یوسف و جاه و رسن بخواهم گفت ۴
به جان رسید درین پیرهن تنم بیتو
به ترک صحبت این پیرهن بخواهم گفت ۵
رقیب قصهٔ دردم که گفت میگویم
رها مکن که بگوید، که من بخواهم گفت ۶
جنایتی که تو بر جان اوحدی کردی
گرم به گور بری در کفن بخواهم گفت ۷
حکایت تو به مرد و به زن بخواهم گفت ۱
حدیث چهره و قد و رخ تو سر تاسر
به پیش سوسن و سرو و سمن بخواهم گفت ۲
ز چین زلف تو رمزی چو نافه سربسته
درین دو روز به مشک ختن بخواهم گفت ۳
حکایت زقن و زلف و عارضت، یعنی
حدیث یوسف و جاه و رسن بخواهم گفت ۴
به جان رسید درین پیرهن تنم بیتو
به ترک صحبت این پیرهن بخواهم گفت ۵
رقیب قصهٔ دردم که گفت میگویم
رها مکن که بگوید، که من بخواهم گفت ۶
جنایتی که تو بر جان اوحدی کردی
گرم به گور بری در کفن بخواهم گفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵ - مرا حدیث غم یار من بباید گفت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷ - زمانی خاطرم خوش کن به وصل روی گل رنگت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.