هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جمال معشوق خود سخن میگوید و احساسات خود را نسبت به او بیان میکند. شاعر از زیبایی موهای معشوق و جمال او تعریف میکند و آرزو میکند که بتواند به او نزدیک شود. همچنین، شاعر از ناامیدی و احساس فاصله خود از معشوق نیز سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۹ - زهی! شب نسخهای از زلف و خالت
زهی! شب نسخهای از زلف و خالت
تراز کسوت خوبی جمالت ۱
حروف نقش چین را نسخه کرده
مسلسل گشتن زلف چو دالت ۲
به نام ایزد، چه فرخ فالم امروز!
که دیدم طلعت فرخنده فالت ۳
اگر بودی مرا در دست مالی
نمیبودم بدین سان پایمالت ۴
بسی گندم نمایی می کنی، لیک
نشاید شد بدینها در جوالت ۵
تو میگوئی که که: من ما هم، ولیکن
من مسکین ندیدم جز بسالت ۶
نگشتی اوحدی همچون خیالی
اگر در خواب میدیدی خیالت ۷
تراز کسوت خوبی جمالت ۱
حروف نقش چین را نسخه کرده
مسلسل گشتن زلف چو دالت ۲
به نام ایزد، چه فرخ فالم امروز!
که دیدم طلعت فرخنده فالت ۳
اگر بودی مرا در دست مالی
نمیبودم بدین سان پایمالت ۴
بسی گندم نمایی می کنی، لیک
نشاید شد بدینها در جوالت ۵
تو میگوئی که که: من ما هم، ولیکن
من مسکین ندیدم جز بسالت ۶
نگشتی اوحدی همچون خیالی
اگر در خواب میدیدی خیالت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸ - ای عید روزهداران ابروی چون هلالت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰ - سرشک دیده دلیلست و رنگ چهره علامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.