هوش مصنوعی: این متن شعری است که بیانگر درد و رنج عاشقانه و فراق از معشوق است. شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید و از رنج‌هایی که در این راه متحمل شده است. او از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و از بی‌توجهی‌های او شکایت دارد. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند عشق، فراق، و رنج‌های عاشقانه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی داشته باشد.

غزل ۱۶۰ - سرشک دیده دلیلست و رنگ چهره علامت

سرشک دیده دلیلست و رنگ چهره علامت
که در فراق تو جانم چه جور برد و ملامت! ۱

بیا، که از سر رغبت به نام عشق تو کردم
سرای سینه به کلی و ملک دل به تمامت ۲

ز شرم خازن جنت در بهشت ببندد
اگر تو روی چنان را در آوری به قیامت ۳

دل امام به محراب ابروان بربودی
که تا نظر به تو کرد او، بکرد ترک امامت ۴

بکنیت و لقب ما چه التفات نمایی؟
برای نام همین بس که: بنده‌ایم و غلامت ۵

سزد که بانگ نگوید دگر مؤذن مسجد
که در نماز نیارد مرا جز آن قد و قامت ۶

چو سینه و جگر و دل مرا به جوش درآمد
طبیب عشق تو فرمود داغ و فصد و حجامت ۷

ز هیچ روی تو با من چو روی صلح نداری
ستاده گیر به انصاف و داده گیر غرامت ۸

مسافری و غریبی به این دیار نیامد
که کاس حب تو خورد و نکوفت کوس اقامت ۹

نه آن میان جفا بسته‌ای تو، شوخ حرامی
که هیچ قافله‌ای را رها کنی به سلامت ۱۰

جماعتی که نمردند روزها به غم تو
چو اوحدی بنشینند سالها به غرامت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۹ - زهی! شب نسخه‌ای از زلف و خالت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱ - ای سر تو پیوسته با جان، ز که پرسیمت؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.