هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق و تأثیرات عمیق آن بر فرد سخن می‌گوید. شاعر از دست دادن هوش، طاقت، دل و حتی دانش و دین خود را به دلیل عشق توصیف می‌کند. او احساس می‌کند که عشق او را از خود بیگانه کرده و همه چیز را از او گرفته است. شاعر همچنین به قدرت عشق اشاره می‌کند که حتی تا قیامت نیز ادامه خواهد داشت.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق و فلسفی درباره عشق و تأثیرات آن بر فرد است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۸۴ - روی خود بنمود و هوش از ما ببرد

روی خود بنمود و هوش از ما ببرد
طاقت و هوش از تن شیدا ببرد ۱

دل شکیب از روی خوب او نداشت
زان میان بگذاشتیمش تا ببرد ۲

روی او چون دید نقش ما و من
نام من گم کرد و رخت ما ببرد ۳

زین جهان من داشتم جان و دلی
این به دست آورد و آن در پا ببرد ۴

من چنین در جوش و آتش ناپدید
گر نهان آمد، مرا پیدا ببرد ۵

دانش و دین مرا آن چشم ترک
روز غارت بود، در یغما ببرد ۶

از دل من بود هر غوغا که بود
پیش او رفت آن دل و غوغا ببرد ۷

راه فردا بر گرفت از امشبم
کامشبم بگرفت و تا فردا ببرد ۸

تا قیامت هر که گوید سرعشق
قطره‌ای باشد، کزین دریا ببرد ۹

جای آن هست ار کنی جوش و فغان
اوحدی، کش عشق او از جا ببرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - موی فشانم دگر عشق به درها ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.