هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و از رنجها و بلاهایی که در این راه متحمل شده است. او از جدایی و هجران معشوق شکایت میکند و از تأثیرات عمیق این عشق بر دل و جان خود میگوید. در نهایت، شاعر به مرگ و تأثیر گریههایش بر خاک قبر خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و اندوه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۲۰۴ - هر کس که در محبت او دم برآورد
هر کس که در محبت او دم برآورد
پای دل از کمند بلاکم برآورد ۱
خون جگر به حلق رسیدست وز هره نه
دل را، که پیش عارض او دم برآورد ۲
دل در جهان به حلقه ربایی علم شود
گر سر در آن دو زلف چو پرچم بر آورد ۳
گر دود زلف از آتش رویش جدا شود
آتش ز خلق و دود ز عالم بر آورد ۴
جان و دل مرا، که به هم انس یافتند
هجرت، بسی نماند، که از هم برآورد ۵
بعد از وفات بر سر خاکم چو بگذرد
خاک لحد ز گریهٔ من غم برآورد ۶
روزی که زد ز نقطهٔ خالش دم اوحدی
گفتم که: سر به دایرهٔ نم بر آورد ۷
پای دل از کمند بلاکم برآورد ۱
خون جگر به حلق رسیدست وز هره نه
دل را، که پیش عارض او دم برآورد ۲
دل در جهان به حلقه ربایی علم شود
گر سر در آن دو زلف چو پرچم بر آورد ۳
گر دود زلف از آتش رویش جدا شود
آتش ز خلق و دود ز عالم بر آورد ۴
جان و دل مرا، که به هم انس یافتند
هجرت، بسی نماند، که از هم برآورد ۵
بعد از وفات بر سر خاکم چو بگذرد
خاک لحد ز گریهٔ من غم برآورد ۶
روزی که زد ز نقطهٔ خالش دم اوحدی
گفتم که: سر به دایرهٔ نم بر آورد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۳ - پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵ - سوز تو شبی بسازم آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.