هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عاطفی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق بی‌پاسخ سخن می‌گوید. او از بی‌قراری دل خود، بی‌توجهی معشوق به نصایح، و ناامیدی از وصال می‌گوید. شاعر با وجود تمام رنج‌ها، همچنان تسلیم و وفادار به معشوق است و از او می‌خواهد که او را رها نکند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۲۰۶ - بی تو دل من دمی قرار نگیرد

بی تو دل من دمی قرار نگیرد
پند نصیحت کنان به کار نگیرد ۱

هر چه در امکان عقل بود بگفتیم
این دل شوریده اعتبار نگیرد ۲

داد من امروز ده، که روز ضرورت
یار نباشد که دست یار نگیرد ۳

صید توام، ترک من مگیر، که دیگر
صید چنین کس به روزگار نگیرد ۴

روز نباشد که در فراق رخ تو
روی من از خون دل نگار نگیرد ۵

بر سر من گر تو خاک راه ببیزی
از تو دلم ذره‌ای غبار نگیرد ۶

هر چه بخواهی بکن، که بندهٔ منقاد
حکم خداوند خویش خوار نگیرد ۷

رنج کش، ای اوحدی، که بی‌المی کس
آرزوی خویش در کنار نگیرد ۸

طالب وصلی، که بردبار نباشد
بوسه از آن لعل قند بار نگیرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۵ - سوز تو شبی بسازم آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷ - صفات قلندر نشان برنگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.