هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و علاقه‌اش به معشوق سخن می‌گوید. او از زیبایی‌ها و ویژگی‌های معشوق مانند موهای بلند و قامت بلندش تعریف می‌کند و از تأثیرات عشق بر خود می‌گوید. شاعر همچنین از رازداری و حفظ اسرار عشق سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که زبانش را کنترل کند تا اسرارشان فاش نشود.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

غزل ۲۱۰ - رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد

رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد
که گوی سیم به چوگان مشک می‌بازد ۱

ز ذره بیشترندش کنون هواداران
سزا بود که دل از مهر ما بپردازد ۲

چه پردها بدرانید عشق او برما!
نگه کنیم دگر تا: چه پرده میسازد؟ ۳

به دست کوته ما این گرو نشاید برد
ز زلف او که درازست وتیر دریازد ۴

میان ما سخنی چند اندرونی رفت
زبان چو شمع ببر، تا برون نیندازد ۵

بسی که از دهن او شکر شود در تنگ
ز شرم او نه عجب گر نبات بگدازد ۶

چه کم شود ز درخت بلند قامت دوست؟
به کار اوحدی ار سایه‌ای بر اندازد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۹ - تیر از کمان به من اندازد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱ - چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.