هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا، مانند زلف دو تا، چاه زنخدان، و تیر غمزه، احساسات خود را بیان می‌کند. شاعر همچنین از تأثیرات عمیق عشق و زیبایی معشوق بر قلب و روح خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارات و تصاویر پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل داشته باشد.

غزل ۲۱۱ - چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد

چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد
مشک را خوارتر از خاک به راه اندازد ۱

اگر آن چاه زنخدان به سر کوچه برد
ای بسا دل! که در آن کوچه به جاه اندازد ۲

نظر زهره کند، خنجر مریخ زند
نور خورشید دهد، پرتو ماه اندازد ۳

چشم آن ترک سپاهی به هزیمت ببرد
ناوک غمزه چو در قلب سپاه اندازد ۴

گر گواهیش بیارم که: مرا زلف تو کشت
حسن او لرزه بر اندام گواه اندازد ۵

تیر هجرم به جگر در زد و اندیشه نکرد
که دلم در پی او ناوک آه اندازد ۶

اوحدی، دیده مدوز از رخ او، عیبی نیست
گر گدایی نظری بر رخ شاه اندازد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۰ - رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲ - دیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.