هوش مصنوعی: این متن به بیان ویژگی‌های مرد راهبر و رند می‌پردازد که از خود و دیگران بی‌خبر است و با ایمان و عصا به راه وادی ایمن می‌رود. همچنین، به نقد زهد ریایی و طاعت ظاهری اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که هر کس در این منزل به خواب و خور قانع باشد، همچون خر باقی می‌ماند. متن با اشاره به حکایات اوحدی و خطرات پنهان در حدیث پوشیده پایان می‌یابد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، نقد اجتماعی و اشاره به مفاهیمی مانند زهد ریایی و طاعت ظاهری برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۲۱۵ - مرد این ره آن باشد کو به فرق سر خیزد

مرد این ره آن باشد کو به فرق سر خیزد
با غمش چو بنشیند از دو کون برخیزد ۱

من غلام رندی، کو، چون به باده بنشیند
از خود و تو و من او جمله بی‌خبر خیزد ۲

مرد راهبر باید پیر راهت، ای برنا
ورنه گم شوی با او، گرنه راهبر خیزد ۳

نقش طاعت خود را محو کن، که آن ساعت
خویش بین طاعت بر پرگناه برخیزد ۴

آن چنان که می‌بینی زاهد ریایی را
گر کسی به دست افتد هم به گوشه درخیزد ۵

با عصای ایمان رو راه وادی ایمن
کندر آن چنان وادی نور ازین شجر خیزد ۶

هر که او درین منزل، شد به خواب و خور قانع
تا که هست و تا باشد خر بمرد و خر خیزد ۷

اوحدی، حکایاتش تازه گوی و پرورده
کز حدیث پوشیده زود دردسر خیزد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - اگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.