هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از فراق یار سخن میگوید. او از درد دل و اشتیاق خود به معشوق میگوید و از جفاهای زمانه و فراق یار شکایت میکند. شاعر از قلم و نوشتن به عنوان وسیلهای برای بیان احساساتش استفاده میکند و از معشوق میخواهد که پاسخ او را بنویسد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۲۲ - حدیث آرزومندی قلم دشوار بنویسد
حدیث آرزومندی قلم دشوار بنویسد
ز بهر آنکه اندک باشد، از بسیار بنویسد ۱
ز کاردوست بسیارست گفتن قصه با دشمن
به کار افتاده گویم: کز میان کار بنویسد ۲
دلیل حرقت این سینهٔ رنجور بنماید
حدیث رقت این دیدهٔ بیدار بنویسد ۳
زمین بوس و سلام و اشتیاق و خدمتم یکسر
بدان ابرو و چشم و قامت و رفتار بنویسد ۴
حکایت ریزهای زین عاشق دلخسته بر گوید
شکایت گونهای زان طرهٔ طرار بنویسد ۵
کند در نامه یاد از عهد و از پیمان و من در پی
نهم زنهار بر جانش، که صد زنهار بنویسد ۶
سیاهی گر نماند در دوات، از خون چشم من
به سرخی آنچه باقی مانده از طومار بنویسد ۷
سخنهایی، که دارم از جفای چرخ، بنگارد
ستمهایی، که دیدم از فراق یار،بنویسد ۸
ازین بیچارگی شرحی دهد در نامه، کان دلبر
چه برخواند جواب اوحدی ناچار بنویسد ۹
ز بهر آنکه اندک باشد، از بسیار بنویسد ۱
ز کاردوست بسیارست گفتن قصه با دشمن
به کار افتاده گویم: کز میان کار بنویسد ۲
دلیل حرقت این سینهٔ رنجور بنماید
حدیث رقت این دیدهٔ بیدار بنویسد ۳
زمین بوس و سلام و اشتیاق و خدمتم یکسر
بدان ابرو و چشم و قامت و رفتار بنویسد ۴
حکایت ریزهای زین عاشق دلخسته بر گوید
شکایت گونهای زان طرهٔ طرار بنویسد ۵
کند در نامه یاد از عهد و از پیمان و من در پی
نهم زنهار بر جانش، که صد زنهار بنویسد ۶
سیاهی گر نماند در دوات، از خون چشم من
به سرخی آنچه باقی مانده از طومار بنویسد ۷
سخنهایی، که دارم از جفای چرخ، بنگارد
ستمهایی، که دیدم از فراق یار،بنویسد ۸
ازین بیچارگی شرحی دهد در نامه، کان دلبر
چه برخواند جواب اوحدی ناچار بنویسد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱ - با زلف او مردانگی باد صبا را میرسد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳ - آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.