هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و علاقه‌ی شدید خود به معشوق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که همیشه در کنار او باشد. او از ناز و تکبر معشوق گلایه می‌کند و از او می‌خواهد که به او توجه کند. شاعر همچنین ابراز می‌کند که حاضر است برای معشوق هر کاری انجام دهد و به او وفادار بماند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۲۲۸ - تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد

تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد
ناله و زاری من بر در و بامت باشد ۱

در قیامت همه را چشم بسویی و مرا
چشم سوی تو و گوشم به سلامت باشد ۲

وصل روی تو جهانی ز خدا میخواهند
تا کرا خواهی و پروای کدامت باشد؟ ۳

تو، که از ناز و تکبر بر خود خاصان را
ندهی بار، کجا میل به عامت باشد؟ ۴

بر من خسته چو وصل تو بگردید حلال
مرو اندر پی خونم، که حرامت باشد ۵

ز آتش و آب مکن چشم و دلم را ویران
تا چو تشریف دهی جا و مقامت باشد ۶

رایگان بنده بسی داری و چاکر بیحد
اوحدی، نیز رها کن، که غلامت باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - نمی‌بینم بت خود را، نمی‌دانم کجا باشد؟
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - بهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.