هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر عشق و علاقهی عمیق خود را به معشوق بیان میکند. او از زیباییهای معشوق، از جمله چهره، موها و ابروهایش، به عنوان منبع الهام و آرامش خود یاد میکند و بیان میکند که حضور معشوق برای او از هر چیز دیگری در جهان ارزشمندتر است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۲۲۹ - بهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد
بهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد
چراغ مجلس ما پرتو روی تو بس باشد ۱
برای نزهت ار وقتی بیارایند جنت را
مرا از هر که در جنت نظر سوی تو بس باشد ۲
به خون خوردن میموزان دل ما را به خوان غم
که ما را خود جگر خوردن ز پهلوی تو بس باشد ۳
اگر خواهی که: جفت غم کنی خلق جهانی را
اشارت گونهای از طاق ابروی تو بس باشد ۴
گرت سودای آن دارد که: که ملک چین به دست آری
سوادی از سر آن زلف هندوی تو بس باشد ۵
ز شوق کعبه گو: حاجی، بیابان گیر و زحمت کش
طواف عاشقان گرد سر کوی تو بس باشد ۶
به خون اوحدی دست نگارین را چه رنجانی؟
که او را شیوهای از چشم جادوی تو بس باشد ۷
چراغ مجلس ما پرتو روی تو بس باشد ۱
برای نزهت ار وقتی بیارایند جنت را
مرا از هر که در جنت نظر سوی تو بس باشد ۲
به خون خوردن میموزان دل ما را به خوان غم
که ما را خود جگر خوردن ز پهلوی تو بس باشد ۳
اگر خواهی که: جفت غم کنی خلق جهانی را
اشارت گونهای از طاق ابروی تو بس باشد ۴
گرت سودای آن دارد که: که ملک چین به دست آری
سوادی از سر آن زلف هندوی تو بس باشد ۵
ز شوق کعبه گو: حاجی، بیابان گیر و زحمت کش
طواف عاشقان گرد سر کوی تو بس باشد ۶
به خون اوحدی دست نگارین را چه رنجانی؟
که او را شیوهای از چشم جادوی تو بس باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - هر که آن قامت و بالای بلندش باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.