هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر ناامیدی و درد عشق نافرجام است. شاعر از بیوفایی معشوق و نبودن آرامش در عشق شکایت میکند و به تقدیر و قضای الهی اشاره میکند. او عشق را امری آسمانی و غیرقابل تغییر میداند و از درد بیدرمان آن سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و تقدیر نیاز به بلوغ فکری برای درک و تحلیل دارند.
غزل ۲۳۵ - معشوقه پی وفا نباشد
معشوقه پی وفا نباشد
ور بود، به عهد ما نباشد ۱
هرگز سر کوی خوبرویان
بیفتنه و ماجرا نباشد ۲
هر چند که یار ما ختاییست
ما را نظر خطا نباشد ۳
ای با همه طلعت تو نیکو
با طالع ما چرا نباشد؟ ۴
دعوی چه کنی بر وی پوشی؟
پوشیدن مه روا نباشد ۵
خوبی که ندید روی او کس
امروز به جز خدا نباشد ۶
عشق تو قضای آسمانیست
کس را گذر از قضا نباشد ۷
من عاشقم و لبت ببوسم
عاشق همه پارسا نباشد ۸
گفتی که: ترا دوا صبوریست
این درد بود، دوا نباشد ۹
آن غم که تو ریختی درین دل
جایی برسد، که جا نباشد ۱۰
زیر قدمت ببوسم ایرا
بالای تو بیبلا نباشد ۱۱
زر میخواهی ز من، ترا خود
یک بوسهٔ بیبها نباشد ۱۲
زر پر مطلب، که اوحدی را
در دست به جز دعا نباشد ۱۳
ور بود، به عهد ما نباشد ۱
هرگز سر کوی خوبرویان
بیفتنه و ماجرا نباشد ۲
هر چند که یار ما ختاییست
ما را نظر خطا نباشد ۳
ای با همه طلعت تو نیکو
با طالع ما چرا نباشد؟ ۴
دعوی چه کنی بر وی پوشی؟
پوشیدن مه روا نباشد ۵
خوبی که ندید روی او کس
امروز به جز خدا نباشد ۶
عشق تو قضای آسمانیست
کس را گذر از قضا نباشد ۷
من عاشقم و لبت ببوسم
عاشق همه پارسا نباشد ۸
گفتی که: ترا دوا صبوریست
این درد بود، دوا نباشد ۹
آن غم که تو ریختی درین دل
جایی برسد، که جا نباشد ۱۰
زیر قدمت ببوسم ایرا
بالای تو بیبلا نباشد ۱۱
زر میخواهی ز من، ترا خود
یک بوسهٔ بیبها نباشد ۱۲
زر پر مطلب، که اوحدی را
در دست به جز دعا نباشد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۴ - روزی که از لب تو بر ما سلام باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶ - اگر گوش بر دشمنانت نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.