هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق خود سخن میگوید و از درد و رنج عشق و دوری از معشوق شکایت میکند. شاعر از قدرت عشق و تأثیر آن بر روح و جسم خود میگوید و از معشوق میخواهد که او را از این درد نجات دهد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و احساسات است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۵۶ - کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
فروغ روی ترا جرم مشتری نکشد ۱
چنین که چشم تو آهنگ دین من دارد
حدیث من چه کند؟ گر به کافری نکشد ۲
به گرد کوی تو دیوانهوار کی گردم
گرم کمند دو زلف تو، ای پری، نکشد ۳
بدان صفت که کمر در میان کشید ترا
میان ما عجبست ار به داوری نکشد! ۴
گرم چو عود نخواهی نشاند بر آتش
به باد گوی که: آن زلف عنبری نکشد ۵
دلم به جان غم عشق تو میکشد، تا هست
ولی تنم ز ضعیفی و لاغری نکشد ۶
به وصف روی منیر تو اوحدی پس ازین
سفینها بنویسد، که انوری نکشد ۷
فروغ روی ترا جرم مشتری نکشد ۱
چنین که چشم تو آهنگ دین من دارد
حدیث من چه کند؟ گر به کافری نکشد ۲
به گرد کوی تو دیوانهوار کی گردم
گرم کمند دو زلف تو، ای پری، نکشد ۳
بدان صفت که کمر در میان کشید ترا
میان ما عجبست ار به داوری نکشد! ۴
گرم چو عود نخواهی نشاند بر آتش
به باد گوی که: آن زلف عنبری نکشد ۵
دلم به جان غم عشق تو میکشد، تا هست
ولی تنم ز ضعیفی و لاغری نکشد ۶
به وصف روی منیر تو اوحدی پس ازین
سفینها بنویسد، که انوری نکشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - دل اسیر حلقهٔ آن زلف چون زنحیر شد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - یار ز پیمان ما گر چه سری میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.