هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، دل‌تنگی، امید و ناامیدی سخن می‌گوید. او از یار خود، وصل و فراق، عشق و بیدلی، و رنج‌های عاشقی می‌گوید. شاعر از رقیب، تشنگی عشق، و تلاش‌های بی‌ثمر خود در راه عشق نیز یاد می‌کند. در نهایت، او به بیان احساسات خود درباره عشق و زندگی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق، دل‌تنگی، و ناامیدی نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۲۶۷ - گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟

گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟
ور به وصلش شادمان گردید غم‌خواری چه شد؟ ۱

عاشقی گر کامیاب آمد ز معشوقی چه گشت؟
بیدلی گر بوسه‌ای بستد ز دلداری چه شد؟ ۲

خار غم چون در دل من می‌خلید از دیر باز
این زمانم گر برون آمد گل از خاری چه شد؟ ۳

عمر خود در کار او کردم به امید دمی
گر پس از عمری میسر شد مرا کاری چه شد؟ ۴

ای رقیب، از عشق او تا کی شوی مانع مرا؟
بار او من می‌برم بر دل، ترا باری چه شد؟ ۵

تشنه‌ام، گر خوردم اندر منزلی آبی چه بود؟
کافرم، گر بستم اندر عشق زناری چه شد؟ ۶

اوحدی گر ماجرای عشق گوید عیب نیست
بلبلی گر ناله کرد از طرف گلزاری چه شد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۶ - نه آخر دل من خراب از تو شد؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸ - به من از دولت وصل تو مقرر می‌شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.