هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد هجران و عشق ناکام سخن میگوید. او از جور و خواری که از معشوق دیده و از غم و سوگواری که در دلش جای گرفته، شکایت میکند. شاعر بیان میکند که هیچ کس درد و رنج او را درک نمیکند و تنها با غم و اندوه زندگی میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۷۹ - رخ تو به جز جور و خواری نداند
رخ تو به جز جور و خواری نداند
دل من به جز بردباری نداند ۱
ز بی یارمندی بنالند مردم
من از یارمندی، که یاری نداند ۲
ز روزم چه پرسی؟ که چشم ترمن
بجز رنگ شبهای تاری نداند ۳
من از داغ هجر تو هردم به نوعی
بگریم، که ابر بهاری نداند ۴
چنان نقش رویت گرفتست چشمم
که نقش منش پیش داری نداند ۵
ز پیش دلم شادمانی چه جویی؟
که غم دید و جز سوگواری نداند ۶
دلم دانشی کز جهان کرد حاصل
گران نیز یادش نیاری نداند ۷
ز عشق تو زارند خلقی ولیکن
کس این شیوه فریاد و زاری نداند ۸
روانم ز جور لبت چون نسوزد؟
که با اوحدی سازگاری نداند ۹
دل من به جز بردباری نداند ۱
ز بی یارمندی بنالند مردم
من از یارمندی، که یاری نداند ۲
ز روزم چه پرسی؟ که چشم ترمن
بجز رنگ شبهای تاری نداند ۳
من از داغ هجر تو هردم به نوعی
بگریم، که ابر بهاری نداند ۴
چنان نقش رویت گرفتست چشمم
که نقش منش پیش داری نداند ۵
ز پیش دلم شادمانی چه جویی؟
که غم دید و جز سوگواری نداند ۶
دلم دانشی کز جهان کرد حاصل
گران نیز یادش نیاری نداند ۷
ز عشق تو زارند خلقی ولیکن
کس این شیوه فریاد و زاری نداند ۸
روانم ز جور لبت چون نسوزد؟
که با اوحدی سازگاری نداند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۸ - سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰ - کیست کز آن بت بمن خبر برساند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.