هوش مصنوعی: این متن به بیان حالات و احساسات عاشقانه و عرفانی می‌پردازد. در آن از مفاهیمی مانند عشق، هشیاری و مستی، و تأثیرات عشق بر زندگی و جهان بینی فرد سخن گفته می‌شود. همچنین، به تأثیرات روحی و روانی عشق و نشانه‌های آن در زندگی روزمره اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و هشیاری ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۳۵۹ - تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آید

تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آید
چو پیدا شد ز غیر اوت بیزاری پدید آید ۱

به اول فارغ فارغ نماید خویش را از تو
به آخر اندک اندک زو طلب‌گاری پدید آید ۲

شبی گر با خیال او بخوابی، آشنا گردی
جهانی را از آن خواب تو بیداری پدید آید ۳

از آن مستی به هشیاری رسی لیکن به شرط آن
که مستان را نیازاری چو هشیاری پدید آید ۴

دلیل صحت دعوی به عشق اندر چنان باشد
که در صحت علامتهای بیماری پدید آید ۵

به رنگ شب شود روزت ز عشق او پس آنگاهی
نشان روز روشن در شب تاری پدید آید ۶

ز پیش آفتاب رخ چو آن بت پرده برگیرد
ترا چون ذره اندر دل سبکساری پدید آید ۷

اگر نزدیک خود بارت دهد چون اوحدی روزی
ترا بر پادشاهان نیز جباری پدید آید ۸

چو این نقدت به دست افتد، مکن در گفتنش چاره
که هر جایی که نقدی هست ناچاری پدید آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۸ - گفتی: ز عشق بازی کاری نمی‌گشاید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۰ - برین دل هر دم از هجر تو دیگر گونه خار آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.