هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوقی که از او دور است سخن می‌گوید. او از رنج فراق و دل‌دادگی خود می‌گوید و اظهار می‌کند که حتی پس از مرگ نیز خاک کوی معشوق خواهد بود. شاعر از غیرت و حسادت دیگران نسبت به جمال معشوق نیز سخن می‌گوید و در پایان از معشوق می‌خواهد که به او اجازه دهد تا در همه‌جا به تفاخر بپردازد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۴۹۳ - اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم

اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم
هم به نوعی که تواند بکند چارهٔ دردم ۱

پیش ازینم دل دیوانه بده جای گرو بود
این زمان دل به یکی دادم و ترک همه کردم ۲

شرم دارم ز سگان درو سکان محلت
بر سر کوچهٔ او روز و شب از بس که بگردم ۳

آ ستین گر چه به خون ریختنم باز نوردد
تا اجل در نرسد دامن ازو در ننوردم ۴

خاک کوی توام، ای یار و پس از مرگ به زاری
هم به کوی تو برد باد محبت همه گردم ۵

همه عالم به جمالت نگرانند وز غیرت
من آشفته کنون با همه عالم به نبردم ۶

اوحدی را بر خود راه ده، ای فرد به خوبی
تا تفاخر کند اندر همه آفاق که: فردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۲ - معراج ما به روح و روان بود صبح دم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۴ - غافل چرایی؟ جانا، ز دردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.