هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که هرگز از معشوق دور نخواهد شد و حتی در شرایط سخت نیز به او وفادار خواهد ماند. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و تمایل به بودن در کنار او صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۳۳ - گمان مبر که: به جور از بر تو برخیزم
گمان مبر که: به جور از بر تو برخیزم
به اختیار ز خاک در تو برخیزم ۱
نه چون کلاه توام، کین چنین بهر بادی
چو ترک من بکنی از سر تو برخیزم ۲
چونی گرم بکنی بندبند، نیستم آنک
ز بند آن لب چون شکر تو برخیزم ۳
اگر بکشتنم آیی ز راستی چون تیر
بیاری مدد خنجر تو برخیزم ۴
سپند آتش غم کردهای مرا، ای دوست
مکن، که سوخته از مجمر تو برخیزم ۵
شبی دراز چو زلف تو آرزوست مرا
که با تو باشم و شاد از بر تو برخیزم ۶
خوشا دمی! که به مستی چو اوحدی از خواب
به بوی طرهٔ چون عنبر تو برخیزم ۷
به اختیار ز خاک در تو برخیزم ۱
نه چون کلاه توام، کین چنین بهر بادی
چو ترک من بکنی از سر تو برخیزم ۲
چونی گرم بکنی بندبند، نیستم آنک
ز بند آن لب چون شکر تو برخیزم ۳
اگر بکشتنم آیی ز راستی چون تیر
بیاری مدد خنجر تو برخیزم ۴
سپند آتش غم کردهای مرا، ای دوست
مکن، که سوخته از مجمر تو برخیزم ۵
شبی دراز چو زلف تو آرزوست مرا
که با تو باشم و شاد از بر تو برخیزم ۶
خوشا دمی! که به مستی چو اوحدی از خواب
به بوی طرهٔ چون عنبر تو برخیزم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۲ - روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۴ - من مستم و ز مستی در یار میگریزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.