هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از عشوههای معشوق، بند دل، زلفهای کمند مانند، و رنجهایی که برای رسیدن به معشوق متحمل میشود، شکایت میکند. شاعر از عشق نافرجام و دردهای عاطفی که در این راه تحمل کرده، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۵۳۸ - یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟
یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟
وز عشوههای نرگس مستش چه میکشم؟ ۱
صد نوبت آزمودم و جز بند دل نبود
دیگر کمند زلف چو شستش چه میکشم؟ ۲
چون آهوان به حکم خطا حلق خویشتن
در حلقههای سنبل پستش چه میکشم؟ ۳
گفتم: به دامنش بکشم گرد از آسمان
چون گرد بر ضمیر نشستش چه میکشم؟ ۴
چندین هزار جو و جفا زان دهن، که نیست
از بهر یک دو بوسه که هستش، چه میکشم؟ ۵
خونم ز دل گشود و برویم ببست در
بنگر که: از گشاد وز بستش چه میکشم؟ ۶
ایدل، ندیدهای، برو از اوحدی بپرس
تا از دو لعل کینه پرستش چه میکشم؟ ۷
وز عشوههای نرگس مستش چه میکشم؟ ۱
صد نوبت آزمودم و جز بند دل نبود
دیگر کمند زلف چو شستش چه میکشم؟ ۲
چون آهوان به حکم خطا حلق خویشتن
در حلقههای سنبل پستش چه میکشم؟ ۳
گفتم: به دامنش بکشم گرد از آسمان
چون گرد بر ضمیر نشستش چه میکشم؟ ۴
چندین هزار جو و جفا زان دهن، که نیست
از بهر یک دو بوسه که هستش، چه میکشم؟ ۵
خونم ز دل گشود و برویم ببست در
بنگر که: از گشاد وز بستش چه میکشم؟ ۶
ایدل، ندیدهای، برو از اوحدی بپرس
تا از دو لعل کینه پرستش چه میکشم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۷ - عیب من نیست که: در عشق تو تیمار کشم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۹ - دست عشقت قدحی داد و ببرد از هوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.