هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که با وجود درد و رنجهایی که در عشق متحمل میشود، حاضر است همهچیز را تحمل کند و حتی به خاطر معشوق، بارهای سنگین را بر دوش بکشد. شاعر از ناامیدی و تسلیم در برابر عشق سخن میگوید و نشان میدهد که عشق او بیقید و شرط است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیم مرتبط با رنج و تسلیم در عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۳۷ - عیب من نیست که: در عشق تو تیمار کشم
عیب من نیست که: در عشق تو تیمار کشم
بار بر گردن من چون تو نهی بار کشم ۱
بر سر خاک درت گر بودم راه شبی
سرمهوارش همه در دیدهٔ بیدار کشم ۲
دلم آن نیست که من بعد به کاری آید
مگرش من به تمنای تو در کار کشم ۳
به دهان تو، که از وی شکر اندر تنگست
اگرم دست دهد قند به خروار کشم ۴
هر که گل چیند از خار نباید نالید
من که دل بر تو نهم جور به ناچار کشم ۵
با سر زلف تو خود دست درازی نه رواست
به ازآن نیست که پای بمقدار کشم؟ ۶
اوحدی، قصهٔ بیگانه بر یار برند
من به پیش که بر جور که از یار کشم؟ ۷
بار بر گردن من چون تو نهی بار کشم ۱
بر سر خاک درت گر بودم راه شبی
سرمهوارش همه در دیدهٔ بیدار کشم ۲
دلم آن نیست که من بعد به کاری آید
مگرش من به تمنای تو در کار کشم ۳
به دهان تو، که از وی شکر اندر تنگست
اگرم دست دهد قند به خروار کشم ۴
هر که گل چیند از خار نباید نالید
من که دل بر تو نهم جور به ناچار کشم ۵
با سر زلف تو خود دست درازی نه رواست
به ازآن نیست که پای بمقدار کشم؟ ۶
اوحدی، قصهٔ بیگانه بر یار برند
من به پیش که بر جور که از یار کشم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۶ - سخن بگوی چو من در سخن نمیباشم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۸ - یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.