هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که از حال و روز خود و دل‌بستگی‌اش به معشوق آگاهی ندارد. او از معشوق می‌خواهد که دیگر از او نپرسد چرا لاغر شده یا چرا دلش دیوانه شده است، زیرا معشوق خود عامل این حالات است. شاعر به معشوق می‌گوید که او ماه است و شاعر مشتری او.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۵۵۰ - پر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟

پر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟
ز مردم تو دل می‌بری، من چه دانم؟ ۱

چه گویی: بدان تا کجا شد دل تو؟
ز من چون تو داناتری، من چه دانم؟ ۲

مرا چند پرسی که: لاغر چرایی؟
تو این بنده می‌پروری، من چه دانم؟ ۳

ز من صبر جستی و عقل و سکونت
پریشانم، این داوری من چه دانم؟ ۴

نمودی که: چون فاش گردید رازت؟
تو این پرده‌ها میدری، من چه دانم؟ ۵

مپرس اینکه: دیوانه چون شد دل تو؟
به دست تو بود، ای پری، من چه دانم؟ ۶

مگو: کاوحدی چون خریدار من شد؟
تویی ماه و او مشتری، من چه دانم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۹ - نبودم مرد این میدان و آورد او به میدانم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱ - دل خود را به دیدار تو حاجت‌مند میدانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.