هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود سختی‌ها و دوری‌ها، همچنان عاشق و وفادار است. او از عشق بی‌پایان خود به معشوق می‌گوید و اینکه هرگز از او دست نخواهد کشید، حتی اگر معشوق او را از خود براند. شاعر همچنین به وعده‌های معشوق اشاره می‌کند و می‌داند که این وعده‌ها ممکن است عملی نشوند، اما باز هم عشق او پایدار است.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۵۵۱ - دل خود را به دیدار تو حاجت‌مند میدانم

دل خود را به دیدار تو حاجت‌مند میدانم
غم هجر تو بنیادم بخواهد کند، میدانم ۱

مرا گویی: سر خود گیر و پایم بسته‌ای محکم
عظیم آشفته‌ام، لیکن خلاص از بند میدانم ۲

لبت پوشیده برد از من دل گمراه و من هرگز
حدیث او نمیگویم بکس، هر چند میدانم ۳

شبم یک بوسه فرمودی که: خواهم داد، لیکن من
به بوسی زان دهن مشکل شوم خرسند، میدانم ۴

مرا هر دم ز پیش خود برانی چون مگس، لیکن
نخواهم رفتن از پیشت، که قدر قند میدانم ۵

تو می‌گویی: کزین پس من وفا ورزم، بلی خوبان
بگویند این حکایت‌ها و نتوانند ، میدانم ۶

همه دم، اوحدی، زین پس مده پند و ببین او را
که چونش عاشقم با آنکه خیلی پند میدانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۰ - پر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟
گوهر بعدی:غزل ۵۵۲ - چو بدیدی که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.