هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و جدایی از معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه از عشق و هجران رنج می‌برد. او از صبر و تحمل سختی‌ها می‌گوید، اما در نهایت از ناتوانی خود در برابر این دردها اظهار ناامیدی می‌کند. شاعر همچنین از فداکاری و از خودگذشتگی در راه معشوق سخن می‌گوید و از دیگران می‌خواهد که به او دلداری دهند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۵۶۳ - فراق روی تو می‌سوزدم جگر، چه کنم؟

فراق روی تو می‌سوزدم جگر، چه کنم؟
ز کوی عافیت افتاده‌ام بدر، چه کنم؟ ۱

به دل کنند صبوری چو کار سخت شود
دلم نماند، ز هجر تو صبر بر چه کنم؟ ۲

مرا سریست به دست از جهان و آنرا نیز
برای پای تو دارم، وگرنه سر چه کنم؟ ۳

دلی که بود، به زلف تو داده‌ام، دیرست
کنون ز هجر تو جان می‌کنم، دگر چه کنم؟ ۴

ز چشم خلق، گرفتم، بپوشم آتش دل
مرا بگوی که: با آب چشم تر چه کنم؟ ۵

چو گویمت که: غم اوحدی بخور، گویی:
منال گو: ز غم ما و غم مخور، چه کنم؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۲ - نظر چو بر لب و دندان یار خویش کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۴ - تیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.