هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از اوحدی بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از عشق و فداکاری خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که او را از خود دور نکند. همچنین، شاعر به عواقب عشق و آهی که در دل شب کشیده است اشاره میکند و از معشوق میخواهد که او را بپذیرد. در نهایت، شاعر از رازداری خود سخن میگوید و از دیگران میخواهد که پردههای راز او را ببینند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۷۸ - تا بر آن عارض زیبا نظر انداختهایم
تا بر آن عارض زیبا نظر انداختهایم
خانهٔ عقل به یک بار برانداختهایم ۱
بر دل ما دگر آن یار کمان ابرو تیر
گو: مینداز، که ما خود سپر انداختهایم ۲
هیچ شک نیست که: روزی اثری خواهد کرد
تیر آهی که به وقت سحر انداختهایم ۳
ای که قصد سر ما داری، اگر لایق تست
بپذیرش، که به پای تو در انداختهایم ۴
به جفا از در خود دور مگردان ما را
تا بجوییم دلی را که در انداختهایم ۵
قدر خاک درت اینها چه شناسند؟ که آن
توتیاییست که ما در بصر انداختهایم ۶
اوحدی راز خود از خلق نمیپوشاند
گو: ببینید که: ما پرده در انداختهایم ۷
خانهٔ عقل به یک بار برانداختهایم ۱
بر دل ما دگر آن یار کمان ابرو تیر
گو: مینداز، که ما خود سپر انداختهایم ۲
هیچ شک نیست که: روزی اثری خواهد کرد
تیر آهی که به وقت سحر انداختهایم ۳
ای که قصد سر ما داری، اگر لایق تست
بپذیرش، که به پای تو در انداختهایم ۴
به جفا از در خود دور مگردان ما را
تا بجوییم دلی را که در انداختهایم ۵
قدر خاک درت اینها چه شناسند؟ که آن
توتیاییست که ما در بصر انداختهایم ۶
اوحدی راز خود از خلق نمیپوشاند
گو: ببینید که: ما پرده در انداختهایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۷ - گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۹ - چون ساعدت مساعد آنست رشتهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.