هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود سخن می‌گوید. او از دست دادن اختیار و دین به خاطر عشق، و از زیبایی‌های معشوق مانند زلف‌های او یاد می‌کند. همچنین، شاعر از حسادت و رنج‌هایی که در راه عشق متحمل شده است، صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۵۸۰ - ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده‌ایم

ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده‌ایم
همچون دهان او دل خود تنگ دیده‌ایم ۱

بیرون شد اختیار دل و دین ز چنگ ما
تا ساغر شراب و دف و چنگ دیده‌ایم ۲

آن دل، که دلبران جهانش نیافتند
زان زلفهای تافته آونگ دیده‌ایم ۳

چنگ حسود ما چه گریبان که پاره کرد
زین دامن مراد که در چنگ دیده‌ایم ۴

فرسنگ را شمار جدا کن ز راه ما
زیرا که راه او نه به فرسنگ دیده‌ایم ۵

راهی که نیست بر در او، سهو یافته
پایی که نیست بر پی او، لنگ دیده‌ایم ۶

از قول اوحدی منگر، کین ترانها
یکسر درین نوای خوش آهنگ دیده‌ایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۹ - چون ساعدت مساعد آنست رشته‌ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۱ - ما نور چشم مادر این خاک تیره‌ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.