هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس شرمساری و درماندگی خود در برابر یاران و همکارانش سخن میگوید. او از عشق و نیاز خود به معشوق و مشکلاتی که در راه رسیدن به او دارد، شکایت میکند. همچنین از طعنهها و آزارهای اطرافیان و دشواریهای زندگی عاشقانه خود میگوید. شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی در روز صلح نیز از آشوب و ناآرامی در امان نیست و آرزو میکند که بتواند به وصال معشوق برسد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۰۱ - مرا مپرس که: چون شرمسارم از یاران؟
مرا مپرس که: چون شرمسارم از یاران؟
ز دست این دم چون برف و اشک چون باران ۱
به خاک پای تو محتاجم و ندارم راه
بر آستان تو از زحمت طلبگاران ۲
مرا ز طعنهٔ بیگانه آن جفا نرسید
که از تعنت همسایگان و همکاران ۳
به روز جنگ ز دست غمت به فریادم
چو روز صلح ز غوغای آشتی خواران ۴
ز پهلوی کمرت کیسها توانم دوخت
ولی مجال ندارم ز دست طراران ۵
هزار شربت اگر میدهی چنان نبود
که بوی وصل، که واصل شود به بیماران ۶
به اوحدی نرسد نوبت وصال تو هیچ
اگر نه کم شود این غلغل هواداران ۷
ز دست این دم چون برف و اشک چون باران ۱
به خاک پای تو محتاجم و ندارم راه
بر آستان تو از زحمت طلبگاران ۲
مرا ز طعنهٔ بیگانه آن جفا نرسید
که از تعنت همسایگان و همکاران ۳
به روز جنگ ز دست غمت به فریادم
چو روز صلح ز غوغای آشتی خواران ۴
ز پهلوی کمرت کیسها توانم دوخت
ولی مجال ندارم ز دست طراران ۵
هزار شربت اگر میدهی چنان نبود
که بوی وصل، که واصل شود به بیماران ۶
به اوحدی نرسد نوبت وصال تو هیچ
اگر نه کم شود این غلغل هواداران ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۰ - دلها بربودند و برفتند سواران
گوهر بعدی:غزل ۶۰۲ - به نام ایزد! چه رویست این؟ که حیرانند ازو حوران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.