هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن می‌گوید. او از ناتوانی خود در ترک معشوق، دوری از او، و حتی فکر کردن به غیر او می‌گوید. شاعر از درد و رنج عشق و اسارت دل در مهر معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی فکر کردن به جدایی یا دوری از معشوق برایش غیرممکن است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۶۱۲ - به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان

به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان
چو او باشد بغیر از او نظر کردن، توان؟ نتوان ۱

ز سودای کنار او حذر می‌کردم از اول
کنون چون در میان رفتم حذر کردن، توان؟ نتوان ۲

سرم در دام و تن در قید و دل دربند مهر او
مسلمانان، درین حالت سفر کردن توان؟ نتوان ۳

غریبی، مفلسی گر با کسی دلبستگی دارد
بدین تهمت ز شهر او را بدر کردن، توان؟نتوان ۴

به جرم آنکه این دل میل خوبان می‌کند، وقتی
دل بیچاره را خون در جگر کردن، توان ؟ نتوان ۵

ز قوس ابروان چشمش چو تیر از غمزه اندازد
بغیر از دیده تیرش را سپر کردن، توان؟ نتوان ۶

به زاری پیکر عشق از رخ او نور می‌گیرد
چنان رخ را قیاسی با قمر کردن، توان؟ نتوان ۷

مرا گوید: حدیث من مگو، دیگر چه می‌گویی؟
حدیث پادشاهان را دگر کردن، توان؟ نتوان ۸

ازان لب اوحدی گر بوسه‌ای بستد شبی پنهان
چه گویی؟ عالمی را زان خبر کردن، توان؟ نتوان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱۱ - قصهٔ یار سبک روح نگفتم به گرانان
گوهر بعدی:غزل ۶۱۳ - آن کمان ابرو به تیر انداختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.