هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنج عاشقانه سخن میگوید. شاعر از درد عشق و جفای معشوق مینالد و بیان میکند که عشق او را سوزانده و از پا درآورده است. او از ناشناخته بودن سرنوشت این عشق و وفا نکردن معشوق شکایت دارد و در نهایت به این نتیجه میرسد که تنها راه چاره، تحمل این رنج و ساختن خود است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عاشقانه و مفاهیم فلسفی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۶۱۳ - آن کمان ابرو به تیر انداختن
آن کمان ابرو به تیر انداختن
عالمی را صید خواهد ساختن ۱
چون کمان در خود کشید اول مرا
آخرم خواهد چو تیر انداختن ۲
تاختن خواهد گرفتن بیسخن
لشکر حسنش به اول تاختن ۳
او نمیدانم چه سر دارد؟ ولی
سر که من دارم بخواهم باختن ۴
زان پری چندین جفا نیکو نبود
وانگهی حق وفا نشناختن ۵
هم ز دردی شد چنین لاغر تنم
کی توان بیآتشی بگداختن؟ ۶
اوحدی، چون دوست میسوزاندت
نیست تدبیر تو الا ساختن ۷
عالمی را صید خواهد ساختن ۱
چون کمان در خود کشید اول مرا
آخرم خواهد چو تیر انداختن ۲
تاختن خواهد گرفتن بیسخن
لشکر حسنش به اول تاختن ۳
او نمیدانم چه سر دارد؟ ولی
سر که من دارم بخواهم باختن ۴
زان پری چندین جفا نیکو نبود
وانگهی حق وفا نشناختن ۵
هم ز دردی شد چنین لاغر تنم
کی توان بیآتشی بگداختن؟ ۶
اوحدی، چون دوست میسوزاندت
نیست تدبیر تو الا ساختن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۲ - به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان
گوهر بعدی:غزل ۶۱۴ - تا به کی این بستن و بگسیختن؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.