هوش مصنوعی:
شاعر از رنجها و ناملایمات زندگی شکایت میکند و از رفتار ناعادلانه و بیرحمی دیگران گله میکند. او از این که مورد ظلم قرار گرفته و از عشق و محبت محروم شده است، ابراز ناراحتی میکند و از این که دیگران به جای کمک، بر رنجهای او افزودهاند، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند ظلم و بیعدالتی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۶۱۴ - تا به کی این بستن و بگسیختن؟
تا به کی این بستن و بگسیختن؟
سیر نگشتی تو ز خون ریختن؟ ۱
چیست چنین مست شدن وانگهی
با من بیچاره بر آویختن؟ ۲
بر لب بدخواه زدن آب وصل
وز تن من گرد بر انگیختن؟ ۳
سیم تنا، خوش عملی نیست این
دل ز کسان بردن و بگریختن ۴
پردهٔ صد دل به دریدن به جور
پردهٔ رخسار در آویختن ۵
خاک توام، ای پسر، آخر چراست؟
بر سر ما خاک جفا بیختن ۶
دست ندارد ز تو باز اوحدی
گر چه نداری سر آمیختن ۷
سیر نگشتی تو ز خون ریختن؟ ۱
چیست چنین مست شدن وانگهی
با من بیچاره بر آویختن؟ ۲
بر لب بدخواه زدن آب وصل
وز تن من گرد بر انگیختن؟ ۳
سیم تنا، خوش عملی نیست این
دل ز کسان بردن و بگریختن ۴
پردهٔ صد دل به دریدن به جور
پردهٔ رخسار در آویختن ۵
خاک توام، ای پسر، آخر چراست؟
بر سر ما خاک جفا بیختن ۶
دست ندارد ز تو باز اوحدی
گر چه نداری سر آمیختن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۳ - آن کمان ابرو به تیر انداختن
گوهر بعدی:غزل ۶۱۵ - ترا رسد گره مشک بر قمر بستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.