هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که با وجود مشکلات و سختیها، او را فراموش نکند. او از سودای عشق و آتش درونش میگوید و از معشوق میخواهد که با او مهربان باشد و او را در بند عشق خود نگه دارد. شاعر همچنین از وفاداری و عهد خود با معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که حتی اگر سست شود، او را به خاطر هجران داغدار نکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۶۲۷ - چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن
چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن
چون این هوس دارد دلم، از دیگری یادم مکن ۱
بر جان شیرینم ببخش، ای خسرو خوبان چین
آشفته بر کوه و کمر مانند فرهادم مکن ۲
در جوشم از سودای تو،آبی بزن بر آتشم
خاموشم از غوغای تو، چون خاک بر بادم مکن ۳
در سینهٔ من مینهد مهر تو بنیاد، ای پری
از کینه بنیادم مکن، بر سینه بیدادم مکن ۴
افتادن اندر بند تو بهتر ز آزادی مرا
چندان که من باشم، بتا، زین بند آزادم مکن ۵
گر سست گیرم عهد تو، از هجر خود داغم بنه
ور سخت گویم با غمت، از وصل خود شادم مکن ۶
بازم زبان اوحدی، هر چند پندی میدهد
گر گوش دارم سوی او، گوشی به فریادم مکن ۷
چون این هوس دارد دلم، از دیگری یادم مکن ۱
بر جان شیرینم ببخش، ای خسرو خوبان چین
آشفته بر کوه و کمر مانند فرهادم مکن ۲
در جوشم از سودای تو،آبی بزن بر آتشم
خاموشم از غوغای تو، چون خاک بر بادم مکن ۳
در سینهٔ من مینهد مهر تو بنیاد، ای پری
از کینه بنیادم مکن، بر سینه بیدادم مکن ۴
افتادن اندر بند تو بهتر ز آزادی مرا
چندان که من باشم، بتا، زین بند آزادم مکن ۵
گر سست گیرم عهد تو، از هجر خود داغم بنه
ور سخت گویم با غمت، از وصل خود شادم مکن ۶
بازم زبان اوحدی، هر چند پندی میدهد
گر گوش دارم سوی او، گوشی به فریادم مکن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۶ - دوستی با دشمنان ما مکن
گوهر بعدی:غزل ۶۲۸ - باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.