هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و درد ناشی از آن سخن می‌گوید. او از معشوق خود می‌خواهد که به حالش توجه کند، زیرا از غم و ستم معشوق در آتش است. شاعر معشوق را درمان درد خود و مسیح دم خود می‌داند و از مرگ نمی‌ترسد، زیرا در عشق معشوق زندگی می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که او را رها نکند و به حالش رسیدگی کند، زیرا تنها معشوق می‌تواند زخم‌هایش را التیام بخشد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۶۶۹ - ترا گزید دل من،مرا گزید غم تو

ترا گزید دل من،مرا گزید غم تو
به حال من نظری کن، که مردم از ستم تو ۱

متاب روی و سر از من،مباش بی‌خبر از من
که روز و شب دل و چشمم در آتشست ونم تو ۲

تویی علاج غم ما تویی مسیح دم ما
ز مرگ باک نباشد که می‌خوریم دم تو ۳

ز راه دور و بیابان چه باک و دوزخ تابان؟
کزین دو بیم ندارم به پشتی کرم تو ۴

به صید ما نکند کس هوا و رغبت ازین پس
که داغ دست تو داریم و خانه در حرم تو ۵

مگر تو چارهٔ کارم کنی و زخم که دارم
که مرهمی نشناسم موافق الم تو ۶

کدام جنس که دستم نباخت بر سر کویت؟
کدام نقد که چشمم نریخت در قدم تو؟ ۷

گر آن مجال ببینم شبی که: با تو نشینم
کنم شکایت بسیار از التفات کم تو ۸

مکن شکسته و خوارش، به دست کس مسپارش
که اوحدیست درین شهر سکهٔ درم تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۶۸ - ای نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو
گوهر بعدی:غزل ۶۷۰ - ای خرمن گل خوشه‌چین پیش تن و اندام تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.