هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از دل‌بستگی و فداکاری خود در راه عشق صحبت می‌کند و آرزو می‌کند که معشوق به او توجه کند. شاعر از زبان و رفتار معشوق متحیر است و امیدوار است که معشوق به او روی خوش نشان دهد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

غزل ۶۷۴ - به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو

به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
اگر بر نام من تیری بیندازد کمان تو ۱

دل من بوسه‌ای زان لب تمنی می‌کند، لیکن
نمی‌گویم سخن بی‌زر، که می‌دانم زبان تو ۲

چو دست خود نخواهی کردن اندر گردنم روزی
شبی بگذار تا باشد دو دستم در میان تو ۳

مرا گفتی: میان در بند اگر خواهی کنار من
میان بستم، که دربندم به دست خود میان تو ۴

چو از حکم حدیث تو نمی‌دانم گذشتن من
شگفتم زان حدیث آید که بگذشت از زبان تو ۵

چه باشد گر به نام من فرو خواند لبت حرفی؟
ز چندان آیت خوبی که منزل شد بشان تو ۶

بهر جانب ز شوقت چون سگ گم گشته می‌گردم
به بوی آنکه در یابم غبار کاروان تو ۷

خنک یاری که هستی تو به خلوت هم نشین او!
که من باری نمی‌یابم نشانی از نشان تو ۸

به دستان اوحدی را کرد چشمت پیر می‌بینم
سرش را من، که خواهد رفت در پای جوان تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷۳ - به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
گوهر بعدی:غزل ۶۷۵ - دل من خستهٔ یاریست بی‌تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.