هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به دوری از معشوق است. شاعر از درد جدایی و نبود معشوق شکایت میکند و احساس میکند که بدون او زندگی برایش بیمعناست. او از غم و اندوهی که در نبود معشوق بر او چیره شده است، سخن میگوید و احساس میکند که حتی زیباترین چیزها در نبود معشوق برایش بیارزش است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و بیان شاعرانه ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۶۷۵ - دل من خستهٔ یاریست بیتو
دل من خستهٔ یاریست بیتو
تنم در قید بیماریست بیتو ۱
مرا گوییکه: بیمن جان همی ده
کرا خود غیر ازین کاریست بیتو؟ ۲
ترا در سر دلازاریست بیمن
مرا با خود دلازاریست بیتو ۳
تو فخری میکنی بر من، چه حاجت؟
مرا از خویش خود عاریست بیتو ۴
دلی را شاد پنداری تو، زنهار!
مپندار این که پنداریست بیتو ۵
فضای هفت کشور بر دو چشمم
ز غم چون چاره دیواریست بیتو ۶
هر آن گل کز گلستانی بر آید
به چشم اوحدی خاریست بیتو ۷
تنم در قید بیماریست بیتو ۱
مرا گوییکه: بیمن جان همی ده
کرا خود غیر ازین کاریست بیتو؟ ۲
ترا در سر دلازاریست بیمن
مرا با خود دلازاریست بیتو ۳
تو فخری میکنی بر من، چه حاجت؟
مرا از خویش خود عاریست بیتو ۴
دلی را شاد پنداری تو، زنهار!
مپندار این که پنداریست بیتو ۵
فضای هفت کشور بر دو چشمم
ز غم چون چاره دیواریست بیتو ۶
هر آن گل کز گلستانی بر آید
به چشم اوحدی خاریست بیتو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۴ - به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
گوهر بعدی:غزل ۶۷۶ - گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.