هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از درد فراق و غم عشق شکایت میکند. او از زیبایی موهای معشوق و چهرهاش تعریف میکند و از عشق بیپایان خود میگوید. شاعر همچنین از ناتوانی در بیان درد عشق و از دست دادن معشوق اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد.
غزل ۶۸۹ - ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه
ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه
بسته شادروان خوبی گرد ماه ۱
در سر زلف تو صد لیلی اسیر
در زنخدان تو صد یوسف به چاه ۲
قاتلت چون سایه بر راه افگند
آفتاب آنجا چه باشد؟ خاک راه ۳
کس گناهی بر تو نتواند نشاند
خون خلقی گر بریزی بیگناه ۴
آه! کز شوق تومیسوزیم و نیست
زهرهٔ آن کز غمت گوییم: آه! ۵
صبر میورزیم و غماز آب چشم
عشق میپوشیم و رنگ رخ گواه ۶
عاقبت دودی بر وزن بر شود
چند شاید داشت این آتش نگاه! ۷
بیتو در گور آنچنان گریم که اشک
از سر خاکم برویاند گیاه ۸
اوحدی گر کشته شد عمر تو باد
قتل درویشی چه باشد پیش شاه؟ ۹
بسته شادروان خوبی گرد ماه ۱
در سر زلف تو صد لیلی اسیر
در زنخدان تو صد یوسف به چاه ۲
قاتلت چون سایه بر راه افگند
آفتاب آنجا چه باشد؟ خاک راه ۳
کس گناهی بر تو نتواند نشاند
خون خلقی گر بریزی بیگناه ۴
آه! کز شوق تومیسوزیم و نیست
زهرهٔ آن کز غمت گوییم: آه! ۵
صبر میورزیم و غماز آب چشم
عشق میپوشیم و رنگ رخ گواه ۶
عاقبت دودی بر وزن بر شود
چند شاید داشت این آتش نگاه! ۷
بیتو در گور آنچنان گریم که اشک
از سر خاکم برویاند گیاه ۸
اوحدی گر کشته شد عمر تو باد
قتل درویشی چه باشد پیش شاه؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۸ - دل سرای خاص شد، از مجلس عامش مگو
گوهر بعدی:غزل ۶۹۰ - چون همه ملک وجود خانهٔ شاهست و شاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.