هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق خود سخن میگوید. او از زیبایی و سرکشی معشوق و رنجهایی که به خاطر او متحمل شده، صحبت میکند. شاعر از دوری معشوق و تاثیری که این دوری بر او گذاشته، ابراز ناراحتی میکند و از این که راز دلش برملا شده، اظهار تاسف میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۶۹۷ - کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته
کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته
مرا به عشق تو آوازه در جهان رفته ۱
به خون دیده ترا کردهام به دست، ولی
ز دست من سر زلف تو رایگان رفته ۲
همیشه قد تو با سرکشی قرین بوده
مدام زلف تو با فتنه هم عنان رفته ۳
گل از شکایت آن جورها که روی تو کرد
هزار بار بنزدیکت باغبان رفته ۴
ز دست زلف سیاه تو تا توان خواری
بدین شکستهٔ مسکین ناتوان رفته ۵
به آب دیده بگریم ز هجرت آن روزی
که مرده باشم و خاک در استخوان رفته ۶
چگونه راز دل اوحدی توان پوشید؟
حدیثش از دهن و تیرش از کمان رفته ۷
مرا به عشق تو آوازه در جهان رفته ۱
به خون دیده ترا کردهام به دست، ولی
ز دست من سر زلف تو رایگان رفته ۲
همیشه قد تو با سرکشی قرین بوده
مدام زلف تو با فتنه هم عنان رفته ۳
گل از شکایت آن جورها که روی تو کرد
هزار بار بنزدیکت باغبان رفته ۴
ز دست زلف سیاه تو تا توان خواری
بدین شکستهٔ مسکین ناتوان رفته ۵
به آب دیده بگریم ز هجرت آن روزی
که مرده باشم و خاک در استخوان رفته ۶
چگونه راز دل اوحدی توان پوشید؟
حدیثش از دهن و تیرش از کمان رفته ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۶ - ای از دهان تنگت شهری شکر گرفته
گوهر بعدی:غزل ۶۹۸ - آن گل سوریست در کلاله نهفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.