هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از درد هجران و ناکامی‌های عشقی شکوه می‌کند. شاعر از ناتوانی در برابر جذابیت معشوق و تلخی‌های عشق می‌گوید و در عین حال، از زیبایی و جذابیت او به وجد آمده است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

غزل ۷۱۴ - کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده

کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده
روی چو صبحش در آن زلف چو شام آمده ۱

بر همه ارباب عشق حاکم و والی شده
در همه اسباب حسن چست و تمام آمده ۲

یاور ما نیست چرخ، همدم ما نیست بخت
ور نه چرا بگذرد صید به دام آمده؟ ۳

گویی: از آشوب او هیچ توانیم دید
ما به سلامت شده، او به سلام آمده؟ ۴

سینه ز خونریز او سخت حذر می‌کند
زانکه جوانست و مست، در پی نام آمده ۵

گر چه ز هجران او درد سری کم نبود
کام دل خود ندید جان به کام آمده ۶

مهرهٔ ششدر شدست، آه! که در دست خود
نقش موافق نداد نرد مدام آمده ۷

با همه تندی و جوش در عجبم من که چون
سخت لگامی نکرد توسن رام آمده؟ ۸

بید، که بالا گرفت منصب او در چمن
گو که: تماشا کند سرو به بام آمده ۹

با همه تلخی که کرد، در صفت و شان او
از نفس اوحدی شهد کلام آمده ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۱۳ - ای ز زلفت عقل در دام آمده
گوهر بعدی:غزل ۷۱۵ - ازین نرگس و گل غرورم مده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.