هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنجی که به درمان نرسیده است، شکایت می‌کند. او از بی‌عدالتی و جفاهایی که دیده است، اظهار ناراحتی می‌کند و از این که مشکلاتش به گوش کسی نرسیده، افسوس می‌خورد. شاعر همچنین از عشق نافرجام و نگاه سرد معشوق شکایت می‌کند و از این که حتی یک لقمه از خوان مهمان‌نوازی به او نرسیده، گلایه می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکایت از بی‌عدالتی و جفا نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۷۲۰ - می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده

می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده
وین درد جگر سوز به درمان نرسیده ۱

جانا، سخنست این همه سوراخ ببینید
بر سینهٔ این کشتهٔ پیکان نرسیده ۲

افسوس! که موری نشکستیم درین خاک
وین قصه به نزدیک سلیمان نرسیده ۳

ای ترک پری‌چهره، چه بیداد و جفا ماند؟
کز کافر چشمت به مسلمان نرسیده ۴

از خوان تو برخاسته یغمای طفیلی
زان گونه که یک لقمه به مهمان نرسیده ۵

شک نیست که این چشم چو دریا نگذارد
در شهر یکی خانهٔ توفان نرسیده ۶

زود اوحدی اندر سخن خود برساند
آوازهٔ این جور به سلطان نرسیده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۱۹ - نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
گوهر بعدی:غزل ۷۲۱ - ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.