هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیوفایی معشوق و رنجهایی که تحمل کرده، شکایت میکند و بیان میکند که معشوق او را رها کرده و به دیگری روی آورده است. شاعر از غم و اندوه خود میگوید و اینکه معشوق نه تنها به او توجهی نکرده، بلکه باعث رنج بیشتر او شده است. در نهایت، شاعر به دعا و امید به بهبودی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند بیوفایی و رنجهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۷۴۴ - باز به رسم سرکشان راه جفا گرفتهای
باز به رسم سرکشان راه جفا گرفتهای
تیغ ستم کشیدهای، ترک وفا گرفتهای ۱
من طلب تو چون کنم؟ چون به تو در رسم؟ که تو
شیر ز دام جستهای، مرغ هوا گرفتهای ۲
نیست در اندرون من جای خیال دیگری
جای کسی کجا بود؟ چون همه جا گرفتهای ۳
ما سر و مال در غمت باخته سال و ماه و تو
هم غم ما نخوردهای، هم کم ما گرفتهای ۴
چیست گناه ما؟ که تو بار دگر به رغم ما
یار دگر گزیدهای، خانه جدا گرفته ای ۵
جز به دعا نمیرسد دست من از غمت، ولی
راه نفس ببستهای، دست دعا گرفتهای ۶
هر گرهی ز زلف او باز کنی تو، اوحدی
کشور چین گشودهای، ملک ختا گرفتهای ۷
تیغ ستم کشیدهای، ترک وفا گرفتهای ۱
من طلب تو چون کنم؟ چون به تو در رسم؟ که تو
شیر ز دام جستهای، مرغ هوا گرفتهای ۲
نیست در اندرون من جای خیال دیگری
جای کسی کجا بود؟ چون همه جا گرفتهای ۳
ما سر و مال در غمت باخته سال و ماه و تو
هم غم ما نخوردهای، هم کم ما گرفتهای ۴
چیست گناه ما؟ که تو بار دگر به رغم ما
یار دگر گزیدهای، خانه جدا گرفته ای ۵
جز به دعا نمیرسد دست من از غمت، ولی
راه نفس ببستهای، دست دعا گرفتهای ۶
هر گرهی ز زلف او باز کنی تو، اوحدی
کشور چین گشودهای، ملک ختا گرفتهای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۳ - آن خط عنبرین که چو آبش نبشتهای
گوهر بعدی:غزل ۷۴۵ - من که باشم؟ در زیان افتادهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.