هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به زیباییهای آفرینش و عشق الهی اشاره دارد. شاعر از نقشهای مختلفی که خداوند در جهان آفریده سخن میگوید، از جمله آفرینش انسان، طبیعت، و مفاهیم عرفانی مانند عشق و وصال. همچنین، شاعر به رازهای نهان و جستجوی انسان برای درک حقیقت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۷۷۵ - نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی
نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی
پس عشق دیدن آن در ما پدید کردی ۱
تا هر کسی نداند سر پرستش تو
وامق بیافریدی، عذرا پدید کردی ۲
خورشید را بدادی نوری ز طلعت خود
وز بهر خدمت او جوزا پدید کردی ۳
تا قطره را نباشد از گم شدن هراسی
بر راه باز گشتن دریا پدید کردی ۴
میخواستی که از ما بر ما بهانه گیری
ورنه چرا ز آدم حوا پدید کردی؟ ۵
نوری که شمع گردون از عکس اوست روشن
در نقطهٔ دل ما چون ناپدید کردی ۶
تا دولت وصالت بیوعدهای نباشد
امروز عاشقان را فردا پدید کردی ۷
زان ساغر نهانی بر بادهای که دانی
چون گرم گشت منزل غوغا پدید کردی ۸
از جستن نهانت چون اوحدی زبون شد
در عین بینشانی خود را پدید کردی ۹
پس عشق دیدن آن در ما پدید کردی ۱
تا هر کسی نداند سر پرستش تو
وامق بیافریدی، عذرا پدید کردی ۲
خورشید را بدادی نوری ز طلعت خود
وز بهر خدمت او جوزا پدید کردی ۳
تا قطره را نباشد از گم شدن هراسی
بر راه باز گشتن دریا پدید کردی ۴
میخواستی که از ما بر ما بهانه گیری
ورنه چرا ز آدم حوا پدید کردی؟ ۵
نوری که شمع گردون از عکس اوست روشن
در نقطهٔ دل ما چون ناپدید کردی ۶
تا دولت وصالت بیوعدهای نباشد
امروز عاشقان را فردا پدید کردی ۷
زان ساغر نهانی بر بادهای که دانی
چون گرم گشت منزل غوغا پدید کردی ۸
از جستن نهانت چون اوحدی زبون شد
در عین بینشانی خود را پدید کردی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷۴ - ای از تو مرا هر نفسی بادی و دردی
گوهر بعدی:غزل ۷۷۶ - مرا با جمع رندانی که در دیرند ضم کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.