هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از تجربیات خود در عشق و رابطه با معشوق سخن می‌گوید. او از لحظات شادی و غم، بزم و خلوت، و از نقش معشوق در زندگی خود می‌گوید. معشوق در این شعر هم به عنوان عاشق و هم به عنوان راهنمای معنوی ظاهر می‌شود که شاعر را به سمت عشق و معرفت هدایت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۷۷۶ - مرا با جمع رندانی که در دیرند ضم کردی

مرا با جمع رندانی که در دیرند ضم کردی
چو دیر از غیر خالی شد در خلوت بهم کردی ۱

نهادی مجلس بزمی بر آواز رباب و نی
چو لعلت میر مجلس شد به می دادن ستم کردی ۲

به شوخی عقل فرزانه، چو ره برد اندر آن خانه
به جای رطل و پیمانه، سرش زیر قدم کردی ۳

ز بهر فضل و پیشی من، چو کردم با تو خویشی من
دو ساغر بیشتر دادی، مرا از خویش کم کردی ۴

مرا با طاق آن ابرو چو دیدی مهر پیوسته
تنم را از بر او طاق و دل را جفت غم کردی ۵

تو بودی مطرب و ساقی، تو بودی شاهد باقی
گهم درویش خود خواندی و گاهم محتشم کردی ۶

به خیلی کردی از رخ چون سال بوسه‌ای کردم
شکایت چون توان کرد از چنان رویی کرم کردی ۷

به دستم جام‌جم دادی، پس از عمری که دم دادی
چه مستی‌ها کنیم اکنون! که می در جام جم کردی ۸

چو دیدی اوحدی را تو به علم عاشقی دانا
میان عالمی او را به عشق خود علم کردی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۵ - نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی
گوهر بعدی:غزل ۷۷۷ - نظری گر ز سر لطف به کارم کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.